ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
26
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
گرديد و در چنين اوضاع و احوالى بديهى است كه مهاجرت به هندوستان و روسيه روزافزون باشد ؛ تقريبا هيچ خانوارى نيست كه خويشاوندان بسيارى در اين دو كشور نداشته باشد . نسل جوانتر به سوى خويشاوندان خود مىشتابد و از قانون جاذبه پيروى مىكند . از هندوستان نيز وجوه قابل ملاحظهاى براى مصارف كليسا و كمك به خويشاوندان فقير فرستاده مىشود . اگر بخواهيم خانوارهاى قليلى را كه برجاى ماندهاند ملاك قضاوت قرار دهيم و اخلاق و سجاياى ارمنيان را بر آن روال شرح دهيم بايد بگوئيم كه تصوير جذابى بدست نخواهيم داد . اعمال فشار و فقر ، فساد و يأس را بين آنها شايع كرده و حتى جرأت و جسارت را هم كه ارامنه به داشتن آن شهره بودهاند ، از آنها سلب كرده است . در اوضاع و احوال حاكم هم باوجود اين همهء آنها فعالند ، به كار علاقه دارند و حتى در كار تجارت نيز مىتوان آنان را كوشا ناميد ؛ همواره باهم هستند و يكديگر را متقابلا حمايت مىكنند ، اما متعصبند و از نظر پايبندى به عهد و ميثاق در رديف ايرانيان قرار دارند . به زبان ارمنى سخن مىگويند ، بسيارى از آنها حتى بهعلت بىحالى يا نفرت از ايرانيان فارسى را هم نمىتوانند حرف بزنند . كشيشهاى آنها در فقر بسيار زندگى مىكنند و حتى گاه كار تنگدستى آنها بهجائى مىكشد كه هر روز در منزل ديگران صرف غذا مىكنند ؛ اينها به امور دينى جامعهء ارامنه سروسامان مىدهند و امور تحصيلى جوانان را نيز سرپرستى مىكنند . كليساهاى بسيارى كه ارامنه در اصفهان داشتهاند حالا به استثناى سهتاى آنها در حال ويرانى است ؛ در ساير جاها اتاقهاى معمولى كار عبادتگاه را مىكند . يهوديان هرچه من به تكرار از تاريخ مهاجرت قوم يهود به ايران جويا شدم نتوانستم مطلب قابل اعتمادى از آنان بدست آورم ، زيرا نه مراجع تاريخى در اختيار دارند و نه صاحب سنن اصيل هستند . پس از اصرار فراوان ، سرانجام يهوديى فاضل كتاب تاريخى برايم آورد كه چيزى نبود مگر ترجمهء عبرى كتاب يوزفوس فلاويوس . يهوديان روزگارى در عهد ساسانيان و حتى در دورهء اسلامى ، در جنوب ايران بسيار بودهاند و اقتدار داشتهاند . مناطقى را تماما اشغال كرده بودند و شهرها پر از آنها بود ؛ بعدها در اثر ظلم و آزار و تعقيب ، از تعداد آنها كاسته شد . آنطور كه يك خاخام فاضل يهودى از شهر همدان به من اطمينان مىداد تعداد كل خانوارهاى يهودى در ايران به دو هزار محدود است . سه گروه بزرگ از يهوديان در شيراز ، اصفهان و كاشان و گروههاى كوچكتر در تهران ، دماوند ، بارفروش ( - بابل ) و كازرون ساكنند ؛ تعدادى هم در مناطق كردنشين پراكندهاند . جمعيت بزرگ يهوديان مشهد بهكلى تحليل رفته است ، زيرا روحانيون